راه شناخت «پيامبر» واقعی

چگونه مي توان «پيامبران» راستین را از مدعیان دروغین تشخیص داد؟

اگر كسي بپرسد از چه راه هائي مى توان يقين كرد مُدّعى پيامبرى از طرف خداوند مبعوث شده و آيين خود را از طريق وحى دريافته است؟ در پاسخ مي گوئيم: از سه راه مي توان به صدق ادعاي مُدّعي پيامبري پي برد: 1. اعجاز 2. مطالعه در حالات مُدّعى نبوّت و بررسى محتويات آيين او و جمع آورى قرائن 3. گواهى پيامبران پيشين.

اشكال غربزدگان مسلمان به پدیده «وحی» و پاسخ آن

غربزدگان مسلمان چه اشكالي نسبت به پدیده «وحی» نموده اند و چه پاسخي به آن داده شده است؟

برخى از روشنفكران غربزده مى گويند: آنچه پيامبران با نام وحى عرضه كرده اند، انعكاس افكارِ درونى آنان است و لذا وجود برخى اشتباهات در گفته ها و نوشته هاى آنان طبيعى است. اما اينان دچار دو اشتباه شده اند: 1. براى بررسى نمونه هاى وحى آسمانى به كتاب هاى تحريف شده مراجعه كرده اند. 2. انسان را موجودى مادّى فرض كرده اند؛ حال آنكه انسان تركيبى از روح و جسد است كه روحش از سنخ ملأ اعلى است و همين سنخيت وحى را امكان پذير مى كند.

«خاورمیانه» خاستگاه پيامبران بزرگ

چرا بیشتر پیامبران بزرگ الهي از منطقه «خاورمیانه» برخاسته اند و مبعوث شده اند؟

درباره اين سؤال كه چرا همه پيامبران بزرگ از منطقه «خاورميانه» مبعوث شده اند؟ دو جواب داده شده است: 1. به اعتقاد مورّخان، تمدّن بشر از خاورميانه آغاز شد، و روشن است كه هرچه تمدّن اجتماعى و دنيوى انسان، وسيع تر شود نيازش به دين و مذهب بيشتر مى گردد. 2. هنگامى كه منطقه اى مركز تمدّن شود از اطراف دنيا براى حلّ مشكلاتشان به آنجا سفر مى كنند، و طبعاً همان گونه كه مسافران، سوغات هاى مادّى را از گاهواره تمدّن به مناطق خود مى برند، مسائل معنوى و روحانى و دين و مذهب موجود در آنجا را نيز به محل هاى خود انتقال مى دهند.

همنشینان اهل بهشت

همنشینان بهشتیان چه کسانی هستند؟

يكى از بهترين لذّات معنوى و روحانى، بهره گيرى از محضر دوستانِ باصفاست، يارانى كه به نور ايمان و صفات انسانى آراسته باشند و عشق و محبت در وجودشان موج زند و بهشتيان نيز از اين ويژگيِ باارزش برخوردارند. آنها در كنار يارانِ باصفا مى نشينند و با هم سخن مى گويند. آرى دوستانِ بهشتى كه بافضيلت ترين افراد جهانند پيامبران بزرگ الهى، پيروان ويژه آنان، راستگويان، شهيدان و صالحان هستند.

شرائط «شفاعت کنندگان» و «شفاعت شوندگان»

از ديدگاه قرآن، «شفاعت کنندگان» و «شفاعت شوندگان» در روز قیامت چه شرائطي بايد داشته باشند؟

قرآن شرائطي را براي «شفاعت كنندگان» يا «شفاعت شوندگان» در روز قيامت بيان كرده است؛ از جمله اینکه شهادت به حقّ بدهند، یعنی موحّد و يكتاپرست باشند و شفاعت شوندگان را به خوبى بشناسند و شفاعت را از روى علم و با دليل و برهان بگویند و ...

امکان عقلی دسترسي انسان به «وحی»

چگونه انساني كه از ماده سفلی است مي تواند به پدیده «وحی» كه متعلق به عالم ملکوت و ملأ اعلی است دسترسي پیدا کند؟

بر اساس آیات قرآن و روایات، انسان موجودى است که در ميانه دو جهان مادّه و مجرّدات قرار داشته و داراى روح و جسم است. در واقع از جانب روح متعالى است و دست بر آسمان دارد و از سوى جسم متسافل است و دست بر زمين نهاده است. از سویی «قرآن» در توصیف مراحل آفرينش انسان، او را به جايى مى رساند كه از جهان مادّه فراتر رفته و روح متعالى در او دميده مى شود. وحى يك پديده روحانى است و در افرادى يافت مى شود كه داراى خصايص روحى والا هستند. اين الهامات و مطالب از خارج بر آنان اِلقا مى شود نه اينكه از داخل ضمير آنان بر ايشان جلوه گر شود، آن طور كه مُنكران وحى تصور كرده اند. پس وحى صرفاً پديده روحى است كه فقط براى اهل آن قابل درك است.

ناپسندی طلب حاجت «دنیوی» از خدا!

آيا درخواست حاجت‏ هاي «دنيوی» از خدا زشت است؟! آیا در دعاها باید تنها امور «معنوی» را از او طلب کرد؟!

انسان موحد همچنان که خالق خویش را تنها خدای یکتا می داند، او را تنها مربی و رازق خویش دانسته و حوائج خود را از او می طلبد. درخواست حاجت – اعم از دنیوی و اخروی- از خداوند متعال نه تنها ناپسند نیست؛ بلکه از شئون توحید بوده و مورد سفارش قرآن کریم در آیات متعددی است. طبق بیان قرآن، پیامبران الهی نیز از خداوند متعال درخواست هایی دنیوی داشته اند.

اثبات توحید از طریق «هماهنگی دعوت انبیاء»

چگونه می توان از طریق «هماهنگی دعوت انبیاء» توحید را اثبات کرد؟

اگر چند واجب الوجود در عالم بودند هر کدام باید منبع فیض باشند؛ چرا که عدم فیض براى وجود کامل نقص است، و حکیم بودن او ایجاب مى کند، همگان را مشمول فیض خود قرار دهد. این فیض دو شاخه دارد: فیض تکوینى (در عالم خلقت) و فیض تشریعى (در عالم هدایت). بنابراین، اگر خدایان متعددى وجود داشت، باید فرستادگانى از نزد همه آنها بیایند، و فیض تشریعى آنها را به همگان برسانند. امّا اگر می بینیم همه رسولان الهی از خدای یگانه خبر می دهند روشن می شود که غیر از او معبودی وجود ندارد.
ضمن اینکه اگر دو یا چند اراده و فیض در عالم حاکم بود، هر یک اقتضائاتى داشت و امر و نهی متفاوتی می کرد و هر کدام اثر دیگرى را خنثى مى ‏کرد، درنتیجه جهان به تباهی مى ‏گرائید؛ لذا چنین فرضی نه تنها محقق نشده بلکه محال است.

سازگاری معجزه و قواعد عقلی؟

آیا معجزات پیامبران باید با قواعد عقلی سازگار باشند؟ يا اینکه اساسا معجزات انبياء خرق حکم عقل اند؟ آيا ممکن است يک محال عقلي به عنوان معجزه از سوی پيامبري ارائه شود؟

اقامه معجزه از سوی انبیاء،‏ به معناى انجام يك محال عقلى‏ نيست زيرا محال عقلى به حكم عقل غير ممكن است. مثل اين كه پيامبرى بخواهد در آن واحد چيزى موجود باشد و موجود نباشد و يا صخره عظيمى را در پوست يك تخم مرغ جا دهد بى آن كه صخره كوچك شود يا تخم مرغ بزرگ گردد. بنابراين محالات عقلى نه در بحث اعجاز و نه در هيچ بحث ديگرى قابل طرح نيست.
آنچه قابل طرح است، محال عادى مى باشد و معجزه فقط خرق يك‏ محال عادى‏ است. يعنى طبق روال معمولى قانون علت و معلول چنين چيزى با اسباب و شرايط معمولى و با نيروى انسانى قابل تحقق نمى باشد ولى هيچ مانعى ندارد كه با نيروى الهى و علّت فوق طبیعی یا علّت ناشناخته طبیعی حاصل گردد.

استفاده پیامبران(ع) از «سلاح»؟!

پیامبران الهی(علیهم السلام) در رسالت الهي شان از چه سلاح هائي استفاده می كردند؟

پیامبران الهی(ع) برای دعوت مردم به سه «سلاح» مسلّح بودند: 1. سلاح علم و دانش که مخصوص انسان هاى خردمند و داراى بصيرت و صاحبان عقل و فكر بود. 2. سلاح معجزه که برای توده عوام جامعه از آن استفاده می کردند. 3. سلاح تهدید به عذاب الهی که در مقابل افراد لجوج و متعصب به كار می رفته است.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

عَن الرّضا عليه السّلام :

يا دِعبِلُ! اِرْثِ الحُسَيْنَ عليه السّلام فَاَنْتَ ناصِرُنا وَ مادِحُنا ما دُمْتَ حَيّاً فَلا تُقصِرْ عَنْ نَصْرِنا مَا اسْتَطَعْتَ.

اى دعبل ! براى حسين بن على عليه السّلام مرثيه بگو، تو تا زنده اى ، ياور و ستايشگر مايى ، پى تا مى توانى ، از يارى ما کوتاهى مکن .

جامع احاديث الشيعه ، ج 12، ص 567