تبيين آیات متشابه قرآن راجع به «اعضاء و جوارح» خداوند

آیات متشابه قرآن راجع به «اعضاء و جوارح» خداوند چگونه تبيين مي شود؟

«اشاعره» مى پندارند كه خداوند داراى اعضا و جوارح است؛ دست، پا، صورت و چشم دارد و به آياتى تمسّک جسته اند كه در آنها واژه هاى «يد، وجه، عين و ساق» به كار رفته است. ولى در اين آيه ها دليلى بر پندار اشاعره وجود ندارد؛ زيرا عبارت «غُلِّ يَدْ» كنايه از عجز و ناتوانى است، در مقابل «بَسْطِ يَدْ» كه كنايه از قدرت و توانايى است و در استعمال رايج عرب با همين معنا به كار مى رود. همچنین عين، در آیات قرآن به معناي عنايت خاصّ است. در واقع مقصود در تمامی این آیات، معنی کنایی است.

تبيين آیات متشابه قرآن راجع به «رؤيت»

آیات متشابه قرآن راجع به «رؤيت» چگونه قابل فهم است؟

«اشاعره» گمان می کنند كه خداوند قابل رؤيت است و هنگامه رستاخيز، مؤمنان پس از فراغت از حساب به ديدار چهره ذات حقّ تعالى متنعّم مى گردند. از این رو «ابوالحسن اشعرى» در اين پندار، آيه «وُجُوهٌ يَوْمَئِذٍ نَّاضِرَةٌ * إِلَىٰ رَبِّهَا نَاظِرَةٌ» را شاهد مى آورد. در پاسخ می توان گفت: «نظر» در این آیه با حرف «إلى» قرين شده و به معناى «چشم داشتن» مى باشد. از اين رو، معناى آيه بالا چنين است: در آن روزِ سخت و دشوار، رخسارهايى فرخنده و شكوفا است؛ زيرا به عنايت و لطف الهى چشم دوخته اند؛ يعنى «چشم داشت» دارند.

«اعراف» و موقعيت آن در قيامت

از ديدگاه قرآن «اعراف» چیست و كجا قرار دارد؟

«اعراف» جمع «عُرْف» به معناى مكان بلند و مرتفع است و در اصل به معناى بال هاى اسب و تاج خروس آمده و گاه به مقامات افراد والامقام و بلندمرتبه گفته شده است. در قرآن سوره اى به این نام وجود دارد كه از آيات آن اجمالا استفاده مى شود كه آن، جايى است ميان بهشت و دوزخ، و گروهى از مردان الهى كه بهشتيان و دوزخيان را به خوبى مى شناسند در آنجا قرار دارند.

دليل عقلي بر وجود «اعراف»

آیا می توان با دلیل عقلي وجود «اعراف» را اثبات کرد؟

براى اثبات وجود «اعراف» هيچ دليل عقلي وجود ندارد؛ زيرا عقل تنها كليات مربوط به حساب و كتاب و پاداش و كيفر را اثبات مى كند؛ اما مواقف قيامت، مراحل پاداش و كيفر و چگونگى ورود بهشتيان در بهشت و دوزخيان در دوزخ و صراط و اعراف و مانند آن تنها با دليل نقلى قابل اثبات است.

معرفي «اعراف» و «اعرافیان»

از ديدگاه روایات اسلامی «اعراف» چیست و «اعرافیان» چه كساني هستند؟

روايات زيادى درباره «اعراف» و «اعرافیان» وارد شده كه بعضى ناظر به خود «اعراف» و بعضى ناظر به «مردان الهى» و بعضى نظر به «گروه واماندگان و ضعيف الايمان» دارند. در حديث آمده: «اعراف، ديوارى است ميان بهشت و دوزخ». روايتي مي فرمايد: «اعراف راهى است ميان بهشت و دوزخ، هركس از مؤمنان گنهكار را، امامى از ما [اهل بيت(ع)] شفاعت كند رهايى مى يابد و هركس برايش شفاعت نكند سقوط مى كند». در روايت ديگر آمده آنها شهيداني هستند كه شهادتشان مانع رفتن به دوزخ و نافرمانى پدرانشان مانع رفتن به بهشت شده و به اين خاطر بر ديوارى ميان بهشت و دوزخ قرار دارند. پس از رسيدگي به حساب خلق، مشمول رحمت الهي شده وارد بهشت مى شوند.

شبهات مستشرقین پیرامون «مکّي» و «مدني» بودن سُوَر

«مستشرقین» درباره «مکّي» و «مدني» بودن سوره ها و آیات «قرآن کریم» چه شبهاتی مطرح كرده اند و چه پاسخ هائي به آنها داده شده است؟

«مستشرقین» در ارتباط با مکّي و مدني بودن سوره ها، چند شبهه طرح كرده اند: 1. شيوه سُوَر مكّي، شدّت و پرخاش گرانه است اما سُوَر مدني مسالمت آميز است. 2. آيه ها و سُوَر مكّي كوتاه و آيه ها و سُوَر مدني بلندند. 3. در سُوَر مكّي از تشريع خبرى نيست؛ اما در سُوَر مدني هست. 4. در سُوَر مكّي، برهان و استدلال به چشم نمى خورد؛ ولى در سُوَر مدني وجود دارد و ... که به این شبهات پاسخ هایی داده شده است ...

عذاب مرتکبین گناهان کبیره از ديدگاه مذاهب اسلامي

از ديدگاه مذاهب اسلامي آیا مرتکبین گناهان کبیره برای همیشه در دوزخ می مانند؟

درباره خلود مرتكبان كبيره در آتش دوزخ دو نظر وجود دارد: 1. «وعيديه» گروهى از خوارجند كه معتقدند: هر گناه كبيره اي موجب كفر شده و باعث خلود در آتش مي شود. 2. اماميه و گروه كثيرى از معتزله و اشاعره معتقدند كه عذاب آنها سرانجام پايان مي پذيرد و آيات مربوط به عذاب جاودانِ مرتكبان كبيره ناظر به كسانى است كه گناهانشان منتهى به كفر و انكار مبدأ يا معاد يا نبوّت يا ضروريات دين شود. اضافه بر همه اينها آيه «اِنَّ اللهَ لَا يَغْفِرُ اَنْ يُشْرَكَ بِهِ وَ يَغْفِرُ مَا دُونَ ذلِكَ لِمَنْ يَشَاءُ» دليل روشنى است بر اينكه از ميان همه گنهكاران تنها مشركان هستند كه قابل بخشش نيستند و در جهنّم خلود دارند.

نگاهي به فلسفه «شفاعت»

فلسفه «شفاعت» چيست؟

فلسفه «شفاعت»، نه تشويق به گناه است، نه چراغ سبز براى معاصى، نه عامل عقب افتادگى است و نه چيزى شبيه پارتى بازى در جامعه هاى دنياي امروز؛ بلكه يك مسئله مهم تربيتى است كه از جهات گوناگون آثار مثبت و سازنده اي در بردارد. آری شفاعت باعث ايجاد اميد و مبارزه با روح يأس و از طرفی موجب ايجاد رابطه معنوى با اولياء الله مي شود.

عدم اختصاص «شفاعت» به قيامت

آیا «شفاعت» مخصوص روز قیامت است؟

به تأكيد آيات و روايات، «شفاعت» به معناى وسيع كلمه در هر سه عالَم دنيا، برزخ و آخرت صورت مى پذيرد، هرچند محل اصلى شفاعت و آثار مهم آن در قيامت و براى نجات از عذاب دوزخ است. در سوره «نساء» آمده است: «اگر آنها هنگامى كه به خود ستم مى كردند به نزد تو مى آمدند و از خدا طلب آمرزش مى كردند و پيامبر(ص) نيز براى آنها استغفار مى كرد خدا را توبه پذير و مهربان مى يافتند».

«توبه» موجب بی نیازی از «شفاعت»

با وجود «توبه» چه نیازی به «شفاعت» است؟

اگر سؤال شود با وجود «توبه» چه نيازي به «شفاعت» است، بايد گفت: اولاً: توبه شرايطي دارد كه اصلاح گذشته از آن جمله است و تنها ندامت كافي نيست؛ چه بسا خطاكارانى كه موفق به اين اصلاح نشده، اما پشيمانى سراسر وجود آنها را فرا گرفته، اگر دل به شفاعت نبندند از آمرزش الهى مأيوس شده و موجب غرق شدن بيشتر آنها در گناه مى شود. دوماً: گناهكاري كه هنوز توفيق توبه پيدا نكرده، اگر احساس كند امكان شفاعتش در آخرت وجود دارد، همين معنا لااقل سبب تشويق او به ترك گناهان ديگر و انجام اعمال خير خواهد شد.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال ابو عبدالله (عليه السلام):

لا تدع زيارة الحسين بن على عليهما السلام و مر أصحابک بذلک يمد الله فى عمرک و يزيد فى رزقک و يحييک‏ الله سعيدا و لا تموت الا شهيدا.

وسائل الشيعه، چ 10 ص335