اسلام 415 مطلب

مخالفت اسلام با هنر!

مدّتها نقّاشی کردن و مجسمه سازی در جامعه مسلمانان حرام بوده است، طبق آیه 69 سوره یاسین، شعر گفتن شایسته پیامبر نیست، همچنین هنوز تکلیف موسيقی در برخی از مذاهب اسلام مشخص نيست و مصداق لهو شمرده می شود؛ آيا اقتضای دين اسلام و دينداری مسلمانان مخالفت با هنر است؟!

سیره  و روایات پیامبر(ص) و امامان معصوم(ع) نشان می دهد شعر شعرایی که ذوق هنری خود را در راه اهداف مقدس قرار دهند، از این حکم استثنا می شوند. در موسیقی نیز فقط نوع خاصی از آن که «غنا» نام می گیرد و اثرات روانی و اجتماعی زیان باری دارد حرام است. در مجسمه سازی نیز برخی پژوهش های فقهی جدید که حکم پرستش بت ها را از مجسمه سازی جدید نفی می کنند قائل به جواز آن تحت برخی شرایط است و همه اینها ادعای مخالفت اسلام را با اصل هنر نفی می کند.
از آن گذشته مطاله تاریخ تمدن اسلامی نشان می دهد ظهور اسلام و تطورات تاریخی آن موجب پدید آمدن و رشد رشته های هنری دیگری ای هم چون معماری (در مساجد و ابنیه اسلامی)، نگارگری (در کاشی کاری های مساجد و تذهیب مصاحف مشرف) و خطاطی (در نگارش مصاحف و کاشی نوشته های مساجد) شد و این موضوع دلیل دیگری برای رد مخالفت اسلام با هنر است.

حمله اعراب به ایران، نتیجه تحریک جاه طلبانه سلمان فارسی!

آیا درست است که ورود اعراب به ایران به تحریک شخص سلمان فارسی بوده و او اعراب را نسبت به نقطه ضعفهای ایرانیان آگاه ساخت؟! آیا او آدم جاه طلبی بوده که به خاطر سهیم شدن در قدرت، اسلام آورد؟!

اولا: سلمان یک دهقان زاده جهانگرد بود؛ او در هیچ ساختار دیوانی یا نظامی طبقاتی ساسانیان حضور نداشت تا اطلاعاتی از سازمان های دیوانی و نظامی ایرانی داشته باشد. ضمن اینکه از زمانی که سلمان فارسی در پی حقیقت، از ایران خارج شده بود، تا زمانی که نبردهای مسلمانان با امپراتوری ساسانی درگرفت، چندین سال گذشته بود. طبیعی است در طی این زمان، بسیاری از اموری که ممکن است امروز اسرار جنگی و امنیتی به شمار آیند، فردا روز چیزی جز یک مشت اطلاعات سوخته و بی مصرف نباشند.
ثانیا: منابع تاریخی شهادت می دهند که حضور سلمان فارسی نه تنها به گسترش درگیری و جنایت های جنگی نیانجامید، بلکه برعکس موجب جلوگیری از خونریزی شد. او هنگامی که لشکر مسلمانان به مدائن رسید، از در صلح جویی با مردم شهر صحبت کرد و با تدبیر خیرخواهانه موجب تسلیم بدون درگیری شهر تیسفون و پیوستن چهار هزار نفر از سپاهیان ایران به لشکر اسلام شد.
ثالثا: سلمان فارسی به قدری زاهد بود که زیر سایه درختان و دیوارها می زیست و با ساختن خانه برای خودش مخالف بود، تا آنکه به اصرار یکی از دوستانش به اقامت در منزلی رضایت داد که بسیار کوچک و ساده بود. سهمی که از بیت المال می گرفت را به نیازمندان می داد و از راه سبدبافی و کارهایی از این دست، ارتزاق می کرد. چگونه می توان چنین شخصی را به قدرت طلبی و جنگ افروزی متهم کرد؟!

انطباق «اسلام» بر امیال خویش؟!

چرا در مباحث اعتقادی، شناخت نظر شارع مقدس و قوانین حقیقی اسلام کار دشواری شده است؟

امروزه شناخت قوانين اسلامى مخصوصاً در زمينه هاى اقتصادى، به دور از هر گونه گرايش به راست و چپ، از کارهای بسیار مشكل است؛ زیرا بسيارى از گروه ها قبلاً تصميم هاى خود را گرفته اند و اکنون تلاش می کنند مجوّز آن را از اسلام بگیرند! لذا به تكاپو افتادند تا با تفسير و تأويل و حتى گاهى تغيير و تحريف، آیات و روایات را بر مقصودشان منطبق سازند؛ اما آيا فكر نمى كنند كه اسلام راستين همان تسليم مخلصانه و بی قید و شرط در برابر دستورات خداوند است، نه دستورات الهى را به دنبال فكر قاصر خود كشاندن؟

شکل و قالب حکومت اسلامی؟

آیا حکومت اسلامی شکل و قالب مشخصی دارد؟

حکومت اسلامی حکومتی است که قوانین و ضوابط آن از شرع مقدس اخذ گردد و معیار مهم در اسلامی بودن یک حکومت، توجه به اجرای صحیح احکام شرع و قانون الهی است. بهترین مصداق آن حکومت پیامبران و ائمه معصومین می باشد، اما فقها نیز بر اساس سفارش معصومین وظیفه دارند در دوران غیبت برای تشکیل حکومت اسلامی و اجرای صحیح قوانین الهی تلاش کنند.

قالب حکومت چنانکه روند تاریخ و زندگی اجتماعی بشر نشان داده است، تابع «اقتضائات زمان و مکان» بوده است؛ چنانکه می دانیم پیامبران یا امامان معصوم از طرف خداوند منصوب به حكومت بودند، امّا آنها هم براى پيشرفت كار خود و جلب حمايت توده هاى مردم در بسيارى از مواقع از بيعت آنها بهره مى‏ گرفتند و با آن رسميت بيشترى به حكومت خود مى بخشيدند.

بنابراین رکن اصلی اسلامی بودن یک حکومت، محتوا و قوانین حاکم بر آن حکومت می باشد و قالب آن می تواند به شکلهای مختلف باشد که فرقی نمی کند که معصوم(ع) در رأس حکومت باشد یا فقها که در صورت عدم حضور ائمه(ع) از سوی آنها تایید شده اند، یا اینکه افراد دیگری مجری حکومت باشند اما قوانین خود را از فقها اخذ کنند.

تحریف تورات و انجیل از منظر قرآن کریم؟

آیا قرآن انجیل و تورات را تحریف شده می داند؟

آیاتی در قرآن وجود دارد که به تحریف قسمت هایی از تورات و انجیل که باب میل اهل کتاب نبوده اشاره دارد؛ از جمله: «يَسمعُون‏ كَلامَ الله ثم يُحرّفُونه» و «يَلوُونَ‏ ألسِنتَهُم‏ بِالكِتابِ‏ لِتحسبُوهُ من الكِتابِ وَ ما هُو من الكِتابِ» و «يُحرّفُونَ الكَلِمَ عَن مَواضعهِ‏». همچنین تفاوت اساسی قرآن با تورات و انجیل در نقل داستان انبیاء به تحریف شدگی این دو کتاب در این باره دلالت دارد. با وجود اینها در قرآن شواهدی است که قسمت هایی از این دو کتاب در زمان نزول قرآن تحریف نشده، مانند تعبیر «مُصدّق لِما مَعهُم‏» در آیاتی از سوره بقره و مائده.

منظور از «ولایت مطلقه» فقیه؟

منظور از «ولایت مطلقه» فقیه چیست؟

«ولایت فقیه» به معنای جواز تصرف و سرپرستی و عهده دار شدن شخص فقیه در یک امر خاص است. گاه این امر شخصی است مانند اجرای عقد نکاح و گاهی امری کلی مثل عهده داری حکومت جامعه اسلامی. اقوال مختلفی بین فقها وجود دارد که محدوده مجاز برای اعمال ولایت فقیه تا چه اندازه است؟ آیا فقیه بر همه شؤون حکومتی و اجتماعی، امور حسبه، اموال و انفس مردم و...  ولایت دارد یا نه ولایت او منحصر است در سرپرستی امور خاص؟

به باور امام خمینی هر اختیاری که پیامبر اسلام(ص) در اداره جامعه اسلامی داشته برای فقیه عادل هم ثابت است اعم از تدارک و بسیج سپاه، تعیین والیان ولایات و استانداران، گرفتن مالیات و صرف آن در مصالح مسلمانان و... البته این درباره اختیاراتی است که معصوم(ع) از جنبه ولایت و سلطنت اجتماعی و سیاسی دارد.

منظور از «اداره حسبه» و وظايف آن

منظور از «اداره حسبه» چیست و چه وظایفی به عهده آن می باشد؟

امر به معروف دو شاخه دارد؛ شاخه عمومى، كه همه مردم را در بر مى گيرد و شاخه خصوصى، كه مخصوص حكومت است. از وظايف اداره حسبه در گذشته، نظارت بر كار كسبه، تجّار، كشاورزان، نظارت بر امور منكرات در كوچه‌ و بازار، رسيدگى به صحّت وزن و پيمانه و بهداشت نانوايان، شرايط كشتار، گرمابه داران، پزشكان، آموزگاران، اذان گويان و خادمان مساجد، واعظان، نامه نويسان و نظارت بر كارهاى تاجران، دريانوردان، معماران و ... بود. آری اداره این امور برعهده حکومت بوده و محتسبان هر جا خلافى مى ديدند، برخورد كرده یا تحويل قاضى مى دادند.

 

نشر «فرهنگ اسلامی» وظیفه حكومت اسلامی

آيا می توان تعليم و تربيت و ترويج فرهنگ اسلامی را از وظايف حكومت اسلامی دانست؟

با توجه به اينكه انسان موجودی فرهنگی است و هر گونه اصلاح در وضع جامعه بدون نفوذ در فكر و روح او امكان پذير نيست؛ لذا در جوامع امروزى براى رسيدن به اهداف سياسی، اقتصادی و ... سعى مى کنند در فرهنگ ملّت ها نفوذ كنند. در برنامه حكومت اسلامى كه از متن قرآن و سنّت استنباط مى شود، روى مسائل فرهنگى، تعليم و تربيت و تبشير و انذار تكيه شده و برنامه هاى گوناگونى در اشكال مختلف براى اين معنى در نظر گرفته اند.

نقش مسلمانان در تأسيس و ترويج «علوم»

آيا اسلام و مسلمانان در تأسيس و ترويج رشته های مختلف علوم نقش داشته اند؟

اهميت اسلام به علم و تعليم و تعلم سبب گرديد كه در مدّت كوتاهى كتاب هاى فراوانی در رشته هاى مختلف علمى تأليف و تصنيف شود كه بخشى به صورت ترجمه و بخشى به صورت تحقيقات جديد منتشر شد. دانشمندان غربى فصل مهمّى از تاريخ تمدن اسلام را به نهضت علمى مسلمين اختصاص داده و رشته هاى مختلف علوم را با ذكر نام دانشمندانِ هر يك از علوم برشمرده اند. به اعتراف صريح مورّخان غربى، نهضت علمى اروپا از نهضت علمى مسلمين مايه گرفته و اروپائيان در نهضت علمى، خود را مديون دانشمندان اسلامی می دانند.

ديدگاه اسلام درباره «پیشرفت»

دیدگاه اسلام، درباره «پیشرفت و آبادانی زمين» چيست؟

از ديدگاه اسلام، «عمران و آبادى زمين» بر عهده انسان است، و ملّتى كه كشاورزى و دامدارى خوبى داشته باشد، بى نياز خواهد بود؛ چرا كه موادّ غذايى، دام ها، بسيارى از لباس ها، داروهاى گياهى، همه و همه به وسيله همين خاك و زمين است و ملّت هايي كه موادّ غذايى خود را از جاى ديگر وارد مى كنند بيچاره اند. حضرت علي(ع) مي فرمايد: «هركس دسترسى به آب و زمين كشاورزى داشته باشد و فقير باشد خداوند او را از رحمتش دور مى كند». امام صادق(ع) مي فرمايد: «كشاورزان، گنج هاى خدا در زمين هستند و در كارهاى زندگى مادّى هيچ كارى محبوب تر از زراعت در نزد پروردگار نيست».

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

الإمامُ عليٌّ(عليه السلام)

نَفَسُ الْمَرْءِ خُطاهُ إلى أجَلِهِ

نَفَسهاى آدمى گامهاى او به سوى مرگ است

ميزان الحکمه، جلد 1، ص 44