نسبت دروغ به پیامبران الهی در قرآن!

در قرآن کریم نقل شده است که حضرت ابراهيم(علیه السلام) برای بیرون نرفتن از شهر وانمود به بیماری کرد و فرمود: «إِنِّی سَقِيم»؛ (من بیمار هستم). در حالی که ایشان بیمار نبود! و یا بر خلاف عقیده اش اظهار به پرستش ستارگان و خورشید نمود! و یا شکستن بت ها را به بت بزرگ نسبت داد! همچنین در مورد حضرت یوسف(علیه السلام) نقل شده است که ایشان برادرش را متّهم به سرقت کرد! آیا این اقدامات توجیهی دارد؟! چگونه شخصی معصوم دروغ و خلاف واقع می گوید؟!

- درباره آیه اول باید گفت، دلیلی بر خلاف ظاهر آیه و بیان حضرت ابراهیم(ع) نداریم که واقعا بیمار نبوده باشند.
- درباره مورد دوم حضرت ابراهیم(ع) این سخن را به عنوان یک فرض و احتمال درباره تحقیق از خدا گفت، نه اینکه واقعا مرادش آن بوده باشد.
- درباره شکسته شدن بت ها به دست آن حضرت نیز باید گفت که ایشان قصد جدى از انتساب شکستن بتها به بت بزرگ نداشتند و فقط مى خواست عقائد بی اساس بت پرستان را به رخ آنان بكشد.
- درباره حضرت(ع) یوسف نیز باید گفت ایشان در آنجا توریه کرده و مراد ایشان سابقه برادران در سرقت یوسف از پدرشان بود.

نسبت رفتار عجولانه به پیامبران الهی در قرآن!

در آیات قرآن به بعضی از پیامبران الهی رفتارهای عجولانه و دور از شأنی نسبت داده می شود. عجله حضرت داوود در قضاوت(ع)، عجله حضرت یونس(ع) در نفرین کردن و گریز از میان قوم خود، عجله حضرت موسی(ع) در اعتراض به اعمال حضرت خضر(ع)، عجله حضرت موسی(ع) در اعتراض به حضرت هارون(ع) به خاطر گوساله پرست شدن بنی اسرائیل، از این موارد می باشند. آیا با این وجود می توان آنها را معصوم دانست؟!

چنین رفتارهایی از سوی انبیاء ترک اولایی است که هیچ گاه آن بزرگواران را از دایره عصمت خارج نمی کند. بررسی موقعیت ها و شرایطی که منجر به بروز چنین رفتارهایی از انبیاء شده نشان می دهد که چنین رفتارهایی سرچشمه گرفته از احساس مسئولیت های آنان بوده و مطبق با علوم و معارف الهی است که از سوی خداوند به آنها افاضه شده بود. فقط ممکن است آدابی جزئی در به جان آوردن آنها رعایت نشده باشد که فقط در حد نوعی ترک اولی است و هیچ وقت به حد معصیت نمی رسد.

شرايط و امتيازات پيامبران براي داشتن مقام نبوّت

پيامبران براي داشتن مقام نبوّت، بايستي از چه امتيازاتي بهره مند باشند؟

از ميان شرايط و امتيازات لازم جهت احراز مقام نبوّت، سه موضوع بيش از همه اهمّيّت دارد: 1. معصوم بودن. (مصونيت از گناه و خطا). 2. علم و دانش كافى. 3. منزّه بودن از عيوب تنفّرآميز جسمى.

«عصمت» افتخاري براي پيامبران(ع)

مصونيت از گناه و خطا چگونه مي تواند براي پيامبران مايه افتخار باشد؟

بعضي ها از «عصمت» چنين برداشت كرده اند كه اين نيروى مرموزِ خدادادى، انسان را در برابر هر نوع گناه و خطا مصونيت مي بخشد. اگر اين باشد، اين كه مايه افتخار نيست؛ چون خدا به هر كس اين نيرو را بدهد، چنين حالى پيدا مي كند. پس ترك گناه براى پيامبران فصيلتى نيست، آنها به اراده خدا در برابر گناه بيمه شده اند و ديگر مزد و ثوابى ندارند! زيرا آنها نمى توانند گناه كنند تا ترك گناه براى آنها افتخارى باشد. در جواب بايد گفت: ايراد كنندگانِ اين شبهه، مصونيت پيامبران از گناه و خطا را «مصونيت غيرِ ارادى و غيرِ اختيارى» پنداشته اند؛ در حالي آن مصونيت، يك حالت كاملا ارادى و اختيارى است.

غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا!

آیا غفلت حضرت یوسف(ع) از یاد خدا و درخواست ایشان از یک زندانی برای یاد کردن او نزد فرعون مصر، با عصمت او منافات ندارد؟! «وَقَالَ لِلَّذِي ظَنَّ أَنَّهُ نَاجٍ مِّنْهُمَا اذْكُرْنِی عِندَ رَبِّكَ فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ»!

عبارت «فَأَنسَاهُ الشَّيْطَانُ ذِكْرَ رَبِّهِ» به معنی فراموشی آن زندانی از ذکر بی گناهی یوسف نزد اربابش می باشد، نه غفلت یوسف از یاد خدا. با فرض غفلت یوسف از یاد خدا بخاطر این تقاضا نیز عصمت ایشان زیر سؤال نمی رود؛ زیرا متوسل شدن به اسباب در زندگی امری فطری است و منافاتى با اخلاص ندارد و در جمله «اذْكُرْنِي عِندَ رَبِّكَ» هم قرينه اى بر دلبستگى يوسف(ع) به غير خدا وجود ندارد. تنها اشتباه یوسف بیان این درخواست در شرایطی است که خدا همیشه در کنارش بوده و در اینجا هم شایسته بود صبر کند و منتظر عنایت پروردگار باشد.

شک و تردید برخی پیامبران در وجود الهی و معاد!

حضرت ابراهيم(ع) از خدا خواست تا زنده شدن مردگان را ببیند و حضرت موسی(ع) نیز از خداوند تقاضای رویت کرد؟! این موارد چگونه با یقین پیامبران و عصمت ایشان سازگار است؟!

کمی تأمل در متن آیات و رجوع به روایات نشان می دهد درخواست این دو پیامبر بزرگ الهی با یقین آنها به توحید و معاد و عصمت آنها منافات ندارد و همانطور که در قرآن آمده حضرت ابراهیم با وجود ایمان به معاد برای اطمینان قلبی چنین درخواستی کرد؛ «لِيَطمَئنّ قَلبى»، آن هم درباره چگونگى و کیفیت رستاخيز نه درباره اصل معاد. حضرت موسی هم درخواست رؤیت قلبی نمود. حتی اگر رؤیت ظاهری اراده شود، اين تقاضا را از زبان برخی از جاهلان قوم كرد که اصرار داشتند كه بايد خدا را ببينند تا ايمان آورند وگرنه خود او یقین داشت که خدا با چشم دیده نمی شود.

چرایی ازدواج نکردن حضرت عیسی(ع)؟!

با توجّه به این نکته که ازدواج یکی از عوامل کمال و خود سازی است، چرا حضرت عیسی(ع) ازدواج نکردند؟!

- ازدواج نکردن حضرت مسيح‏(ع) بخاطر بد بودن ازدواج از دید ایشان نبود، بلکه ایشان حدود سى سال در بین مردم بود و در اين مدّت برای تبليغ آيين حق پيوسته از نقطه اى به نقطه ديگر مى رفت و مجالى براى ازدواج‏ نيافت.
- از طرفی اگر ازدواج مي كرد چه بسا نسل ایشان به علت ولادت غير طبيعي جدشان عيسي(ع) مدعي خدازادگي مي شدند و یا اینکه مردم درباره آنها دچار غلو می شدند، چنانکه درمورد حضرت عیسی دچار غلو شدند.
- همچنین با توجه به افراط بنی اسرائیل در شهوت رانی و ازدواج، شرایط فرهنگی آن زمان اقتضای زندگی زاهدانه می کرد؛ چنانکه حضرت عیسی و یحیی(ع) که هر دو، همزمان در شرایط فرهنگی و اجتماعی واحدی می زیسته اند، هیچکدام ازدواج نکردند.
- ضمن اینکه حضرت عیسی هرگز توصیه به مجرد بودن نکرده اند و منع از ازدواج از بدعت هايى است كه در زمان هاى بعد به وجود آمد؛ فرهنگ مجرد زیستن بخاطر برداشت اشتباه یا مقاصد دیگری که رهبران مسیحی در سر داشتند رواج یافت.

ازدواج حضرت عیسی(ع) با زنی بدکاره؟!

روایات برخی از اناجیل مبنی بر این که حضرت عیسی(ع) با زنی بد کاره به نام «مریم مجدلیه» ازدواج کرد، چه تناسبی با مسئله عصمت انبیاء دارد؟

اناجيل كنونى سالها بعد از مسيح نگاشته شده و داراى تناقضهاى آشكارى است و وجود خرافاتی مانند داستان شراب سازی حضرت عیسی(ع) با وجود حرمت آن در تورات، روشنگر اين واقعيت است.

مسیحیان درباره شخصیت مریم مجدلیه نیز مطالب متناقضی بیان نموده اند. برخی او را بدکاره می دانند که بعد از آشنایی با حضرت عیسی به او ایمان آورده. برخی هم معتقدند او گنهکار نبوده و... اما در هیچیک از اناجیل به ازدواج حضرت عیسی با این زن تصریح نشده است.

قول صحیح که اسلام نیز آن را قبول دارد این است که ایشان هرگز ازدواج نکرده؛ چنانکه امام علی(ع) در روایتی به آن تصریح نموده اند: «... نه همسرى داشت كه وى را بفريبد و نه فرزندى كه او را غمگين نمايد، و نه ثروتى كه او را به خود مشغول دارد، و نه طمعى كه خوارش سازد. مركبش پاهايش و خادمش دستهايش بود».

عذر خواهی های حضرت موسی(ع)؟!

حضرت موسی(ع) در همراهی خود با حضرت خضر(ع) چندین بار به حضرت خضر(ع) اعتراض می کند؛ و سپس عذر خواهی می کند. در اینجا سوال پیش می آید که مگر حضرت موسی(ع) معصوم نیست؟! پس چرا کاری می کند که موجب عذر خواهی است؟!

اولا: حضرت خضر(ع) طبق حکمت و اذن و فضل پروردگار به ابوابى از باطن علوم احاطه داشته كه موسى(ع) از آن آگاهى چندانى داشت. به همین خاطر وقتی حضرت موسی(ع) رفتار حضرت خضر(ع) را با معیار علوم ظاهری و احکام شریعت ارزیابی کرد، آنها را خارج از این ضوابط ظاهری می یافت و به حضرت خضر(ع) اعتراض می کرد و حق نیز این بود که اعتراض کند. وقتی منشأ چنین اعتراضی از سوی موسی(ع) عدم اطلاعش از تفاوت های مبنایی دانش ها، علوم و معارفی باشد که خداوند به هر کدام از او و خضر(ع) عطا کرده است، منافاتی با عصمت ندارد.
ثانیا: اظهار پشیمانی از اعتراضات و قضاوت های مورد اشاره در داستان موسی(ع) و خضر(ع) منافاتی با موضوع عصمت ندارد. چرا كه نه مربوط به اساس دعوت نبوت است و نه فروع آن و نه تبليغ دعوت. بلكه در مساله ای صرفا عادى و مربوط به زندگانى روزمره است. آنچه مسلم است هيچ پيامبرى در دعوت نبوت و شاخ و برگ آن مطلقا گرفتار خطا و اشتباه نمی شود و مقام عصمت او را از چنين چيزى مصون مى دارد.

نسبت صریح «ذنب» به پیامبران در قرآن!

قرآن در سوره فتح، آیات 1 و 2 مى‏ فرمايد: «ِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ اللَّهُ ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَ ما تَأَخَّرَ وَ يُتِمَّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ يَهْدِيَكَ صِراطاً مُسْتَقِيما». همچنین در سوره شعراء، آيه 14 می فرماید: «وَ لَهُمْ عَلَيَّ ذَنْبٌ فَأَخافُ أَنْ يَقْتُلُونِ». در آیه اوّل گناهانی با لفظ «ذنب» به پیامبر اسلام نسبت داده می شود و در آیه دوم نیز حضرت موسی به خاطر قتل یک جوان قبطی خود را گناهکار می داند؛ با توجه به این که ما پیامبران را معصوم می دانیم، مقصود از «ذنب» و گناهان نسبت داده شده به ایشان چیست؟!

ذنب در لغت به معنای تبعات و دنباله های یک کار است و از آنجا که دعوت پیامبر اسلام(ص) به سوی حق تبعاتی برای او داشت، خداوند می فرماید به واسطه فتحی که در صلح حدیبیه برای مسلمانان پدید آمد، خداوند همه این تبعات و دیگر تبعات را هم چون اتهامات گناه آمیزی که مشرکان به آن حضرت زده بودند را زائل و پاک کرد. پس چنین رفتارهایی در نگاه مشرکان گناه بوده نه اینکه واقعا این گونه باشد. درباره موسی(ع) نیز همین مفهوم جاری است یعنی او نگران نگاه فرعونیان در گناه دانستن عمل قبلی اش بود.

پایگاه اطلاع رسانی دفتر مرجع عالیقدر حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
سامانه پاسخگویی برخط(آنلاین) به سوالات شرعی و اعتقادی مقلدان حضرت آیت الله العظمی مکارم شیرازی
تارنمای پاسخگویی به احکام شرعی و مسائل فقهی
انتشارات امام علی علیه السلام
موسسه دارالإعلام لمدرسة اهل البیت (علیهم السلام)
خبرگزاری دفتر آیت الله العظمی مکارم شیرازی

قال علي (عليه السلام):

جَعَلَهُ سُبْحَانَهُ لِلاِْسْلامِ عَلَماً وَ لِلْعَائِذِينَ حَرَماً

خداوند حجّ و کعبه را نشان و پرچمى براى اسلام قرار داد و براى پناه آورندگان، آنجا را خانه امن ساخت

وسائل الشيعة: 11/15